به گزارش خبرنگار مهر، برنامه رادیویی «پنجشنبهجمعه» در گفتگو با سعید بیابانکی شاعر و ترانهسرا از آنتن رادیو ایران پخش شد. اجرای اینبرنامه بهعهده منصور ضابطیان بود.
بیابانکی در ابتدای گفتگوی اینبرنامه گفت: لهجه اصفهانی لهجه غالبی است. هربار به یوسفعلی میرشکاک میرسم و حرف میزنم، بعد از کمی میبینیم با لهجه اصفهانی حرف میزند. میگویم شما خوزستانی هستید، میگوید لهجه اصفهانی غالب است. لهجههای اصفهانی، یزدی و کرمانی را بسیار دوست دارم. بیابانک منطقهای در کویر مرکزی ایران است که مرکزش خور است. خور و بیابانک در کویر مرکزی ایران است که آخرین نقاط اصفهان است و به کویر طبس و به کویر مصر متصل میشود که در فیلم «خیلی دور خیلی نزدیک» به خوبی نشان داده شد.
وی افزود: بعد از اینفیلم آقای میرکریمی را در جایی دیدم و گفتم نیاکان من اصالتا برای اینمنطقه هستند و از شما خیلی ممنونم که اینمنطقه را به همه مردم ایران و حتی دنیا به خوبی معرفی کردید. او گفت جادهای که آسفالت شده و از مصر به روستای فرح آباد میرود ما آسفالت کردیم. چون میخواستیم ماشین و تجهیزات برود. فکر میکنم پس از آن فیلم، آنجا بیشتر شناخته شد. کویر عاشقان فرهیختهای دارد. من خودم ۶ سال بود در ایام نوروز پیش از کرونا حتما به کویر خور و بیابانک میرفتم. مردمان بسیار فرهیخته و فهیمی دارد. این طبیعت آفریده خداوند بسیار شگفت انگیز است. شب را در کویر میشناسی و میفهمی. بسیاری از تیمهای رصد در ایام نوروز برای رصد آسمان میروند و آسمان کویر چقدر زیبا است.
اینشاعر در ادامه گفت: چندسالی در شورای عالی شعر و موسیقی صدا و سیما عضو بودم. یکیدوبار استاد راغب را از نزدیک دیدم؛ بسیار مهربان بود. وقتی استاد جلیلوند از دنیا رفت، مطلبی نوشتم که دوبلورها همانقدر در سینما مظلوم هستند که آهنگسازان در موسیقی. در موسیقی همهچیز بهنام خواننده و در سینما همهچیز بهنام بازیگر تمام میشود. آقای راغب خودش را به من معرفی کرد تا او را شناختم. ایشان بین آهنگسازان به مرد هزار آهنگ معروف بود. حدود هزار آهنگ ساخته بود. یادی هم از استاد حمیدسبزواری کنیم که سراینده آثار فاخری بودند. کلامشان قدرتمند و فاخر بود.
بیابانکی گفت: شعرگفتن وظیفه است. اصلا، هنر وظیفه است. شاعران احساس وظیفه دارند. ولادیمیرمایاکوفسکی میگوید شعر سفارش جامعه به شاعر است. شاعر زبان جامعه است. مردم دوست دارند در غم، اندوه، شادی شاعر زبانشان باشد. بهویژه در شرایط فعلی که جامعه نیاز به امید برای فردا دارد، شعر پرچمداری میکند. شعر در نهاد و بطن شاعر زندگی میکند تا لحظهای که جرقهای برای تولدش زده شود. آنلحظه مشخص نیست چهزمانی است. شعر ممکن است ظرف یکلحظه متولد شود و گاهی ممکن است ۱۰ سال طول بکشد تا متولد شود.