برترینها: امروز پنجاهوهفتمین سالگرد درگذشت جهانپهلوان تختی است. به همین بهانه خبرآنلاین با دو بزرگمرد و تاریخ زنده کشتی درباره جهان پهلوان تختی به گفتگو پرداخته که بخشهایی از آن را در زیر میخوانید.
این همه گفتند ساواک، اما کار ساواک نبود
علیاکبر حیدری: اول یک فکرهایی به ذهنم آمد. آن موقع دستگاه با او بد بود و پیش خودمان فکر کردیم کار دستگاه باشد ولی بعد فهمیدیم چنین چیزی نبوده. ما به همین چنین فکرهایی کردیم ولی الان من چنین فکری نمیکنم. چون آقاتختی یک فرد مذهبی بود و خودکشی هم در دین گناه محسوب میشود، میگفتند او هرگز سمت این کار نمیرود. شاید به همین خاطر شایعه کشتن او از طرف ساواک پیش آمد. من وقتی روزنامههای آن دوره را نگاه کردم، با همسر و خواهر آقاتختی صحبت میکنند، همه متفقالقول هستند که اختلاف آقای تختی با شهلا، همسرش منجر به خودکشی شد و حتی تمام مکالمات و وصیتنامهاش که اشارهای به شهلا نکرده هم این را نشان میدهد. من به جرات میخواهم بگویم که خانم آقای تختی از خودش پهلوانتر بود و این صحبتها درست نبود. بعد از فوت اقای تختی آدمهای مهم مملکت به شهلا درخواست ازدواج دادند ولی او رد کرد و گفت دست اقاتختی زیر سرم بوده و اجازه نمیدهم دست دیگری زیر سر من قرار بگیرد.
احمد عرب: پیرو فرمایش آقای حیدری، اینکه اختلاف فرهنگی با خانواده داشت. آنها دکتر و مهندس و تحصیلکرده بودند ولی آقاتختی ۵ کلاسه بود. این خانواده را عذاب میدهد و به مرور زمان اختلافاتی پیش میآید. یکی از اختلافات این بود ولی چیزی نبود که باعث شود دست به این کار بزند. چون خواهر افاتختی جدا شده بود و در منزل او زندگی میکرد. نرگس، دیگر خواهرش هم معلم دبستان بود و مادر آقاتختی هم با خودش زندگی میکرد. این اختلافات در خانواده پیش میآید. وقتی آقاتختی در آن خانه زندگی میکرد، موقع خداحافظی، نرگس خانم خودش به مادرش میگفت خانم با غلامت کاری نداری؟ او میگفت الهی پیر شوی. اختلافات در همه جا هست و اختلاف فرهنگی هم بوده. بیرون هم فشارهایی بوده و ساواک و ... دست به دست هم داد. خدا او را بیامرزد و آدمی نبود که کسی از دستش ناراحت باشد
علیاکبر حیدری: من این را نشنیدهام. از عبدالله موحد خواسته بودند که قبول نکرد. پرسیدند چرا قبول نمیکنی؟ او گفت من نمیتوانم به خودم اجازه دهم که کشتیگیرها را بسازم که بیایند کشتیگیرهای ایران را شکست دهند. امتیاز بالایی هم به او میدادند که قبول نکرد. واقعا ورزشکاران ایرانی به مردم و کشور علاقه دارند
احمد عرب: من فیلم را دارم. آقاتختی با شهلا خانم میآید. احمد طاهری، سیما بینا، رضا استکی، رامش بودند و پوران آمد آهنگ خواند و صحنه آخر خود فردین آمد و تبریک گفت. سالن دانشگاه تهران که در ۲۴ اسفند یا همان انقلاب فعلی بود.ویگن را هم خودتختی دعوت کرد.او عاشق آهنگ لالایی ویگن بود و همان شب این آهنگ را برایش خواند.
علیاکبر حیدری: نه فقط یکبار به آلمان رفتند و ماشین خریدند و آوردند چون آن زمان رسم بود. هرکس میخواست راحت به خارج میرفت و ماشین خریداری میکرد و میآورد.
احمد عرب: عکسش هم هست که تعظیم کرده است. این ادب او بود و بالاخره آن زمان شخص اول مملکت شاه بوده، مگر میشود به او بیاحترامی کند؟ عکسش هم هست احترام گذاشته و نظر علی اکبر حیدری: بعضیها حرفهای عجیبی میزنند. بالاخره شاه مملکت بود.
در این سالها به خیلی ها لقب تختی زمانه دادند، مثل رسول خادم. شما کدام را قبول دارید؟ واقعا موردی داشتیم؟
علیاکبر حیدری: بله، رسول خادم هم در هر صورت هم پدرش هم دورهی تختی بود و هم خودش مدال کسب کرده. برای همین روش و منش تختی را پیش گرفتند. رسول واقعا هم قهرمان و هم انسان خوبی است و راه تختی را میرود.
دلیل سکوت خانم شهلا در این سالها چیست؟ این سکوت باعث شده او که به بانوی رازها مشهور شود
علیاکبر حیدری: چند مساله هست که من از خاطرم رفته. او زن بسیار خوبی بود و چیزهایی که در موردش میگفتند، صحت ندارد. بالاخره زن یک پهلوان بودن شرایط متفاوتی دارد و میخواستند در حد همین نام رفتار کنند
احمد عرب: من که نشنیدهام
علیاکبر حیدری: این حرفها چرت است.هرگز،هرگز. یک سری آدم ها میخواستند آن زمان تختی را خراب کنند و خودشان را نشان دهند. خانم شهلا واقعا بسیار باشخصیت و برازنده تختی بود. فقط متاسفم