بازارهای آزاد مروج همکاری مسالمت‌آمیز و هماهنگی نژادی

اقتصادنیوز جمعه 08 فروردین 1404 - 18:30
اقتصادنیوز: مبادلۀ آزاد صرفاً به نفع گروه‌های خاصی نیست، بلکه به نفع همۀ افراد جامعه است.

لودویگ فون میزس، در کتاب کنش انسانی بر اهمیت همکاری انسانی به‌عنوان پیش‌نیازی برای تقسیم کار و مبادلۀ آزاد تأکید می‌کند. او می‌گوید بدون این همکاری، بشریت در فقر باقی می‌ماند:

«وضعیت طبیعی» که اصلاح‌طلبان و آرمان‌شهرگرایان آن را به‌سان بهشتی توصیف می‌کردند، در واقع، وضعیتی از فقر و تنگدستی شدید بود. بنتام می‌گوید: «فقر، محصول قوانین نیست، بلکه وضعیت اولیۀ نوع بشر است.» حتی آن‌ها که در پایین‌ترین رده‌های هرم اجتماعی قرار دارند، بسیار بهتر از زمانی زندگی می‌کنند که هیچ‌گونه همکاری اجتماعی وجود نداشت. آن‌ها نیز از عملکرد اقتصاد بازار منتفع می‌شوند و در مزایای جامعۀ متمدن سهیمند.

میزس تأکید می‌کند که مبادلۀ آزاد صرفاً به نفع گروه‌های خاصی نیست، بلکه به نفع همۀ افراد جامعه است. او می‌نویسد: «همۀ مردم به حفظ تقسیم کار اجتماعی علاقه‌مندند، سیستمی که بهره‌وری تلاش‌های انسانی را چند برابر می‌کند.» او این اصل را «قضیۀ هماهنگی منافع به‌درستی درک‌شدۀ تمام اعضای جامعۀ بازار» می‌نامد، چرا که همۀ اعضای جامعه از مبادله در بازار آزاد سود می‌برند. او نظریه‌ای را که مارکسیست‌ها ترویج می‌کنند و می‌گویند سرمایه‌داری مبتنی بر «وابستگی طبقاتی» است و اقتصاد را وسیله‌ای برای ترویج «منافع طبقاتی» بورژوازی به بهای از دست رفتن منافع پرولتاریا می‌دانند، رد می‌کند. در آنچه غالباً به‌عنوان نظریه‌های «نئومارکسیستی» توصیف می‌شود، اکنون بسیاری منافع طبقاتی را همچون منافع نژادی در نظر می‌گیرند؛ از این رو، آن‌ها اقتصاد را تلاشی برای پیشبرد منافع یک نژاد به زیان نژاد دیگر قلمداد می‌کنند. آنان مدعی‌اند که نژادهای «ستمگر» تهدیدی برای منافع اقتصادی نژادهای «ستم‌دیده» هستند. این افراد با نادیده گرفتن منافع اجتماعی و اقتصادی مبادلۀ آزاد، به این باور نادرست چنگ می‌زنند که توسعۀ اقتصادی یک بازی با حاصل جمع صفر است، به این معنا که هر کس چیزی به دست می‌آورد، دیگری باید چیزی را از دست بدهد ــ‌همان مغلطه‌ای که می‌گوید عده‌ای ثروتمندند چون دیگران فقیرند.

این یکی از خطاهای بنیادینی است که دلالان نژادی مرتکب می‌شوند که ادعا می‌کنند علت فقر سیاه‌پوستان، ثروتمندی سفیدپوستان است. آن‌ها مبادلۀ بازاری را صرفاً عرصۀ دیگر برای منازعۀ نژادی می‌دانند، عرصه‌ای که در آن نژادهای مختلف برای سهمی ثابت از ثروت با یکدیگر رقابت می‌کنند. آن‌ها خصومت نژادی را ترویج می‌کنند و به همکاری مسالمت‌آمیز اعتنایی ندارند. آن‌ها انواع جنگ‌ها ــ‌واقعی و استعاری‌ــ مانند «جنگ علیه نفرت» و «جنگ علیه نژادپرستی» را به راه می‌اندازند، جنگ‌هایی که در آن‌ها مشکلات اجتماعی و اقتصادی را به مسائل نژادی نسبت می‌دهند. برای مثال، مقاله‌ای که توسط مؤسسۀ سیاست اقتصادی منتشر شده مدعی است که مدل اقتصادی جنوب آمریکا عمداً نژادپرستانه است و هدفش «بهره‌کشی از نیروی کار سیاه‌پوستان و لاتین‌تبارهای جنوب با کمترین هزینۀ ممکن» است.

اگرچه برده‌داری در ایالات متحده در سال ۱۸۶۵ لغو شد، این اقتصاددانان مدعی‌اند که «مدل توسعه اقتصادی جنوب باعث شده کسب‌وکارها حتی پس از لغو برده‌داری نیز به نیروی کار ارزان سیاه‌پوست دسترسی داشته باشند.» آن‌ها مبلغان همان تصور وارونه و اورولی‌اند که می‌گوید «جنگ صلح است» و می‌کوشند نه از طریق همکاری و مبادلۀ مسالمت‌آمیز، بلکه با برانگیختن منازعۀ نژادی، به پیشرفت اقتصادی دست یابند. اما این لفاظی نژادی ــ‌نه تنها به هیچ وجه الهام‌بخش پیشرفت اقتصادی نیست‌ــ فقط به خصومت و کینه‌توزی مداوم منجر می‌شود که خود باعث فقر و محرومیت بیشتر خواهد شد.

مجازات با فقر

رونالد و دونالد کندی در کتاب خود با عنوان مجازات با فقر این اصرار بر نگاه نژادمحور به اقتصاد جنوب را رد می‌کنند. آن‌ها می‌گویند پس از جنگ ۱۸۶۱ تا ۱۸۶۵، سیاست‌هایی برای تحمیل فقر و سلطه بر جنوب دنبال شد که به زیان همۀ مردم این منطقه بود. آن‌ها استدلال می‌کنند که این سیاست‌ها به همۀ نژادها آسیب رساند و فقیرترین‌ها بیشترین آسیب را دیدند. در آن زمان این باور رایج بود که تحمیل فقر به جنوب چیزی است که مردمی که جنگ را باخته‌اند باید انتظارش را داشته باشند. کندی‌ها این نگرش را با نقل قولی از هوراس گریلی نشان می‌دهند که در مه ۱۸۶۱ گفت:

«وقتی خائنان شورشی در میدان جنگ شکست می‌خورند و چون برگ‌های خشک در برابر باد خشمگین پراکنده می‌شوند، نباید به خانه‌هایی آرام و خرسند بازگردند. باید فقر را در کنار شومینۀ خود ببینند و محرومیت را در نگاه نگران مادران و در لباس‌های مندرس کودکانشان مشاهده کنند.»

هرچند نظرات گریلی، مانند بسیاری دیگر، ممکن است در طول جنگ تغییر کرده باشد، اما دیدگاهی که او در سال ۱۸۶۱ بیان کرد، در دورۀ بازسازی نیز دوباره تکرار شد، برای نمونه در مقاله‌ای که در سال ۱۸۷۲ توسط نیویورک تایمز منتشر شد. روشن است که سیاست اقتصادی بازسازی برای بازسازی جنوب طراحی نشده بود، بلکه همان‌گونه که کندی‌ها می‌گویند، هدفش «مجازات جنوب با فقر» بود. به‌همین ترتیب، تام دی‌لورنتزو می‌گوید:

«هدف اصلی (و نتیجۀ واقعی) سیاست‌های بازسازی از ۱۸۶۵ تا ۱۸۷۷، تمرکز و تثبیت قدرت دولتی و برقراری هژمونی سیاسی حزب جمهوری‌خواه بود. هدف این سیاست‌ها "التیام زخم‌های ملت" یا احیای اقتصادی جنوب نبود. در واقع، بازسازی زخم‌های جدیدی ایجاد کرد و جنوب را از نظر اقتصادی نابود ساخت. هدف این بود که تا جایی که ممکن است به چپاول اقتصادی ایالت‌های جنوبی ادامه دهند و انحصار سیاسی حزب جمهوری‌خواه را در سطح ملی تثبیت کنند.»

بنابراین، کندی‌ها استدلال می‌کنند که منافع اقتصادی جنوب در دورۀ بازسازی را نباید صرفاً از منظر نژادی فهمید، بلکه باید آن‌ها را به‌عنوان منافع مشترک تمام مردم جنوب دید. آن‌ها می‌گویند: «میل شمال به آنکه کودکان جنوب را در "لباس‌های مندرس" ببیند، فقط متوجه سفیدپوستان جنوب نبود بلکه همۀ مردم جنوب، اعم از سفید و سیاه را هدف قرار می‌داد.» از این رو، مشکلات اقتصادی معاصر را نمی‌توان صرفاً به نژاد خاصی نسبت داد. بر این اساس، کندی‌ها می‌گویند:

«... فقرزدایی از جنوب با بهبود وضعیت تنها بخشی (سیاه یا سفید) از مردم جنوب و در فقر نگه داشتن بخش دیگر محقق نمی‌شود ... پروپاگانداچی‌های امپراتوری فدرال به‌خوبی توانسته‌اند سیاه‌پوستان جنوب را قانع کند که اگر سفیدپوستان جنوب پیشرفت کنند، سیاه‌پوستان جنوب بازنده خواهند بود. این روایت نادرست یانکی از زمان جنگ و بازسازی آغاز شده و تا امروز ادامه دارد.»

در مراسمی که توسط انجمن «پل‌بررز» (یک گروه سیاه‌پوست) در ژوئیه ۱۸۷۵ برگزار شد، این روایت رادیکال‌های جمهوری‌خواه که مدعی بودند سفیدپوستان جنوب با پیشرفت اقتصادی سیاه‌پوستان مخالفند، با مخالفت سخنرانان سفید و سیاه مواجه شد. در این مراسم، گیدئون پیلو در سخنرانی خود تأکید کرد که «دو نژاد منافع مشترکی در وجود یکدیگر و در رفاه یکدیگر دارند... منافع نژاد سفید و رنگین‌پوستان در جنوب به طور جدایی‌ناپذیری درهم‌تنیده و وابسته به هم است. هر آنچه به سود یکی باشد، به سود دیگری نیز هست.» سخنان پیلو بازتاب سخنان ناتان بدفورد فارست بود که در همان مراسم گفته بود: «اکنون فرصتی دارم تا باور همیشگی‌ام را بگویم ــ‌اینکه من دوست شما هستم، زیرا منافع من، منافع شماست و منافع شما، منافع من. ما در یک سرزمین زاده شده‌ایم، یک هوا را نفس می‌کشیم و در یک خاک زندگی می‌کنیم. پس چرا نمی‌توانیم همچون برادر در کنار هم زندگی کنیم؟»

*ترجمۀ مسعود یوسف‌حصیرچین

منبع خبر "اقتصادنیوز" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.